تبليغاتX
قصه هاي ذيحق
ادبیات داستانی
 حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان ( جلد اول ) / عليرضا ذيحق / دانلود pdf
جلد  اول - حماسه و محبت.jpg

 

حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان ( جلد اول ) / عليرضا ذيحق / دانلود pdf 

 

دانلود : متن لاتين را كليك كنيد    Click here to download this file )

|+| نوشته شده توسط عليرضا ذيحق در Mon 15 Dec 2008  |
 عاشقْ قرباني و پري / داستان عامیانه ی آذربایجان دانلود pdf / عليرضا ذيحق
 

دانلود :   pdf   Click here to download this file )

 

   عليرضا ذيحق

 

 

عاشقْ قرباني و پري

 

داستان عاميانه ي آذربايجان

 

 " ميرزا " و " ساناز"در عطر پونه ها و گلهاي بهاري غرق بودند و فارغ از هر خيالي كه جدايي آغاز شد . آسمان آفتابي بود و هيچ كدام به فكر اخترهاي سوخته نبودند . شب هم نبود كه رقص گيسوي يار ، هما غوش نقره هاي مهتاب شود و به شبي تيره و تار فكر كنند .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عليرضا ذيحق در Wed 10 Dec 2008  |
 عاشق اسد و سلطنت / داستان عامیانه ی آذربایجان / علیرضا ذیحق دانلود : pdf
 

 دانلود :  pdf   ( متن لاتین را کلیک کنید )    Click here to download this file

      

   

   علیرضا ذیحق

 

عاشقْ اسد و سلطنت

 

داستان عامیانه ی آذربایجان

 

زیبایی " سلطنت " را در دیار " اوجار" کسی نداشت و سر پنجه های ظریف اش که با ساز در می آمیخت واقعا جادو می کرد .سِحرو حاذبه ای در نوای اش بود که نغمه های دلنوازاو ، عقل و هوش مطربانِ خوش الحان را نیز زایل می کرد .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عليرضا ذيحق در Wed 3 Dec 2008  |
 قهرمانان می میرند / داستان کوتاه / علیرضا ذیحق ( دانلود : pdf )
 

دانلود : pdf  ( متن لاتين را كليك كنيد )      Click here to download this file 

 

 

علیرضا ذیحق

 

 قهرمانان می میرند

 

داستان کوتاه

ردّ نگاهم به عقابی خشک شده رو سینه‌کش دیوار بود که یاد تک پری افتادم لای کتابی. یا بهتر بگویم آخرین کتابی که پدر آن را هنوز تمام و کمال نخوانده کنارش افتاده بود و پر عقاب لای آن و مادر، همانجور تا کرده و در کتابخانه‌ی کوچک بالاسرش تو اتاق خواب گذاشته بود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عليرضا ذيحق در Mon 1 Dec 2008  |
 محبوبه و سرخوش / داستان عامیانه ی آذربایجان / علیرضا ذیحق ( همراه با دانلود pdf )
 

دانلود داستان " محبوبه و سرخوش "

 

  pdf )     Click here to download this file )

 

   علیرضا ذیحق

 

محبوبه و سر خوش

 

داستان عامیانه ی آذربایجان

 

روزگاری که شاه عباس در اوج عزت و قدرت ،اصفهان را زیر نگین خود داشت مردی بود به نام خواجه هدایت که در خسّت و زراندوزی شهره ی آفاق بود و برای کسب ثروت ، دمار از روزگار بینوایان در می آوُرد . خواجه هدایت اولادی نداشت و بخاطر خرج و مخارجی که ممکن بود فرزندش رو دست اش بگذارد تمایلی هم به بچه دار شدن نداشت .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عليرضا ذيحق در Wed 26 Nov 2008  |
 داستان " یادگار و گلابتون " / داستان عامیانه ی آذربایجان / علیرضا ذیحق ( به همراه دانلود متن pdf)
 

 دانلود  : متن لاتین را کلیک کنید     Click here to download this file

 

   علیرضا ذیحق

 

 

يادگار و گلابتون

 

داستان عاميانه ي آذربايجان

 

روزگاري در گوشه اي از هندوستان ، سرزمين كوچكي بود كه حاكم اش پادشاهي به اسم بهرام بود واز بس از درد بي اولادي گريه كرده بود چشمانش چون دوكاسه ي پرخون شده بود . سپهر كج رفتار ، تخت عزت شاهي را در چشمانش خاكِ ذلّتي ساخته بود و با دلي پرخون و پردرد ،


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عليرضا ذيحق در Sun 23 Nov 2008  |
 
 
بالا