دانلود : متن لاتین را کلیک کنید Click here to download this file
علیرضا ذیحق
يادگار و گلابتون
داستان عاميانه ي آذربايجان
روزگاري در گوشه اي از هندوستان ، سرزمين كوچكي بود كه حاكم اش پادشاهي به اسم بهرام بود واز بس از درد بي اولادي گريه كرده بود چشمانش چون دوكاسه ي پرخون شده بود . سپهر كج رفتار ، تخت عزت شاهي را در چشمانش خاكِ ذلّتي ساخته بود و با دلي پرخون و پردرد ،
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
عليرضا ذيحق در
Sun 23 Nov 2008
|